Hell or High water

قسمت کمیک ماجرا می تونست این باشه که بشینیم و باهم حرف بزنیم. بعد من بگم نوجوونیم رو با آناتما و لینکین پارک و بلایندساید گذروندم. چشماش چاهار تا بشه و من تو دلم پوزخند بزنم.
  • Mission Blue

نظرات  (۵)

اخ منم دارم روزگارمو با این ها می گذرونم ... اناتمااا عشق ابدی منه ...
پاسخ:
وینسنت برای خودمه ها:دی
^_^
نههه وینسنته منه .... :-D :-) خخخخ بیا از وسط نصفش کنیم :-D
پاسخ:
وینسنت نصفه به چه درد می خوره؟!
تو برو دنی رو بردار:دی
  • هولدن کالفیلد
  • احتمالا اون طرفدار آنتی مدر و پاپا روچ و آیرون مِیدن بوده :|

    پاسخ:
    خیر. خواستگاری بود که می خواست تو عروسی موسیقی پخش نشه:-|
    شک دارم حتی اسم اینا رو شنیده باشه!

  • هولدن کالفیلد
  • اینا رو چه جوری راه میدین خونه تون؟
    یعنی تو اینقدر بسیجی طور میزنی که همچین ورقی اومده خونتون؟ :|
    پاسخ:
    نه بابا!!!!!!! راه نمی دیم که!!!! از اینایین که با کلی واسطه و اینا فهمیدن من وجود خارجی دارم. بعد یه سری چیزا رو می بینن و با خودشون می گن عجب کیس خوبی! بعد می شینن فکر می کنن بقیه ی چیزایی هم که دختره نداره رو تغییر می دیم! به همین راحتی، به همین خوشمزگی:-/ بعد به واسطه هه می گن که به ما بگه. بعد ما می گیم نع! و من می رم واسه خودم اهنگم رو گوش می دم:) 

    یکی از سرگرم کننده ترین عادات ممکنه اینه که بر خلاف انتظار یا نظر مردم یه کاری رو بکنی یا یه چیزی بگی! از مواقع نادری که خودمو خیلی دوس دارم :>
    پاسخ:
    آره، دقیقا! به کسایی که زندگی نسبتا پرایوتی دارن خیلی خوش می گذره که هر از چند گاهی دیگران رو شگفت زده و متعجب کنن:دی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی