Hell or High water

نود و شش پریم!

سه شنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۲۱ ق.ظ

تو سال 96 می خواستم درباره ی فلج اطفال بنویسم. درباره ی eugenics و ارتباطش با فیلم where are my children. می خواستم درباره ی american idol سال 2008 بنویسم و درباره ی تمام آلبوم هایی که دانلود کرده بودم و موسیقی ها و خواننده ها و موزیسین هایی که کشف کرده بودم. تو سال 96 می خواستم درباره ی یوتیوب بنویسم و درباره ی بعضی از کسایی که ویدیو هاشون رو دنبال می کنم. می خواستم درباره ی خودم و فکر هام و روز هام بیشتر بنویسم.

تو سال 96 هیچ کدوم از این ها رو ننوشتم. روزهام توی سه چهارم سال به قدری کش دار و طولانی بودن که با تمام وجود منتظر شب بودم برای استراحت و دوباره انرژی گرفتن. تو طول روز اونقدر فکر می کردم که ظرفیتی نمی موند برای فکر کردن به نوشتن. تو روز های سال 96 خیلی تلاش کردم. بیشتر از هر زمان دیگه ای. و دیدم چه قدر آدم بیخیال تر از من تو این دنیا وجود داره و برای اولین بار از کمالگرایی خودم خوشم اومد. 

تو سال نود و شیش برای اولین بار تنهایی رفتم مسافرت. مسافرتی که خیلی کوتاه بود ولی خیلی خوش گذشت. مسافرتی که من رو مجبور کرد سه روز و چهار شب پیش کسایی باشم که دنیاشون 180 درجه با دنیای من فرق داره. کسایی که بغرنج ترین مسئله ی زندگیشون مضحک ترین چیزیه که من می تونم بهش فکر کنم و احتمالا برعکس این هم صادقه. اما با وجود همه ی تفاوت ها خوش گذشت. ساعت های خوبی رو گذروندیم و با تشکر از آقای گلزار که تا آخر عمرم من رو به یاد این مسافرت خواهد انداخت:)

سال 96 به طرز عجیبی با سال 97 گره خورده. طوری که توی ذهنم و تصوری که از زمان دارم هیچ جوره نمی تونم از هم مجزا تصورشون کنم. سال 97 ادامه ی سال نود و شیشه. می شه اسمش رو گذاشت 96 پریم حتی! امیدوارم همه چیز در ادامه ی این سال خوب پیش بره...

تو سال 96 کسایی رو از دست دادم که بودنشون برام عادی بود. کسایی که فکرش رو هم نمی کردم یه روز نباشن. کسایی که از اول بودن و الان یهو نیستن. تو سال نود و شیش بیشتر از هر زمان دیگه ای اشک ریختم. امیدوارم روحشون شاد باشه.


پ.ن: اون دو سه مورد اول رو اگه وقت داشتید توی تعطیلات درباره شون سرچ کنید. البته می دونم فلج اطفال چیزی نیست که آدم بخواد توی تعطیلاتش بهش فکر کنه! به شخصه تاریخچه اش برام خیلی جداب بود.

پ.پ.ن: امسال یه foundation خریدم. این رو می تونم در زمره ی موفقیت هام به حساب بیارم چون خرید لوازم آرایش برای من جرئتی می خواد پنج برابر بانجی جامپینگ!!!

پ.پ.پ.ن: امسال نشستم و با وجود همه ی کارهام شعر های ارباب حلقه ها رو حفظ کردم. سال آینده باید بشینم و اونایی که به زبون الفی سروده شده ان رو حفظ کنم. به علاوه ی اون شعری که لیدی ائووین می خوند توی فیلم. 

پ.پ.پ.پ.ن: فیلم silence of the lambs رو دانلود کردم و اونقدر برای دیدنش ذوق دارم که کم کم دارم نگران خودم می شم! نکنه سایکوپثی چیزی باشم؟!


سال نوتون مبارک:)

  • Mission Blue

نظرات  (۲)

سال نو شماهم مبارک؛ الان جایی هستیم که ۳۶۵ روز و ۶ ساعت پیش بودیم. :))
پاسخ:
ممنونم^_^
و اون 365 روز پیش چه قدر دور و در عین حال نزدیک به نظر می رسه!
ایشالا این سال جدید موفقیت هات بیشتر و دلت شادتر باشه! و یکی دوتایی از این یوتیوبرات رو معرفی کنی برامون :دی

درک می کنم چرا از تاریخچه فلج اطفال خوشت اومده!
من یکی از خوشبختی هایی که داشتم این بوده که استاد ویروس شناسی مون خیلی باحال بود. به جای اینکه هر روز اسلایدای جورواجور بذاره و ما مجبور شیم تند تند اسمای عجق وجق ویروسا رو نت برداریم، برامون قصه می گفت. قصه ی اینکه چی شد فلان ویروس کشف شد و دانشمندش کی بود و تو چه برهه ی تاریخی حساسی بود و اسمش چرا اینه و از این صحبتا. خیلی خوش می گذشت سرش!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی